در تفکر اصلی بشر و زمانی که از زندگی فردی به زندگی اجتماعی روی آورد ، همیشه دغدغه ای بنام چگونگی استفاده بهینه از کمترین منابع و استفاده حداکثری از آن با صرف حداقل منابع مطرح بوده است. انسان موجودی اجتماعی است و اجتماعی بودن آن سبب شده که در تقابل با منابع موجود تمام تلاش خود را در جهت استقاده بهتر به کار گیرد. دلیل مهم بودن صفت اجتماعی بشر این است که منابع موجود به صورت دسته جمعی استفاده می شود و در نهایت تغیرات آن به تمام انسانها بستگی دارد. در این بین و پس از رقابتی شده اقتصاد دو تئوری مطرح شد: 1- دستیابی به منابع آسان و ارزان 2- استفاده بهینه از منابع و ترکیب مناسب آن به نحوی که بیشترین استفاده از آن به عمل آید.
بدین ترتیب بود که بهره وری متولد شد. بهره وری یعنی به کارگیری و ترکیب موثر منابع موجود در سازمان. این مساله در شعار از اهداف اساسی هر سازمانی است و ارتقاء بهره وری موثر از اهداف اصلی سازمانهاست اما دستیابی به آن منوط به اجرای مواردی است که کاملا" دانش محور است. مسیر دستیابی به آن کاملا" روشن اما علمی است. تلاش بر این است در مقاله حاضر ضمن تشریح مدیریت ارتقاء بهره وری ، راههای عملی و اجرایی آن نیز تشریح گردد.
مدیریت ارتقاء بهره وری فرایندی است علمی روانی و عملیاتی که طی آن بین مجموعه عوامل تولید ، بهترین ترکیب ممکن حاصل و با توجه به شرایط زمان و مکان (داخلی و خارجی) در راندمان کاری تغیراتی ایجاد می گردد. در تعریف فوق انسان از دو بعد نقش اساسی دارد. اول اینکه از سرمایه با ارزش انسانی که در اختیار مجموعه است باید بهترین استفاده به عمل آورد و دوم اینکه از زمان در اختیار به صورت صحیح استفاده کند.
در تعریف فوق بهره ورری را یک فرایند علمی، روانی و عملیاتی ذکر کردیم :
1- علمی: امروزه گستره علم چنان وسیع است که کمتر جنبه ای از ابعاد زندگی بشری از آن بی تاثیر مانده است. بهره وری خود زاییده علم است و تحقیق داشنمندانی مانند فردریک تیلور، گیلبرت، التون مایو و... موجبات اینجاد این شاخه را فراهم کرده است. در واقع می توان علم تغیر رفتار انسانها نیز قلمداد کرد.
2- روانی: بهره وری و ارتقاء آن یک فرایند روانی نیز است. به این معنی که افراد باید از نظر انگیزشی و روانی در سطحی از آمادگی باشند تا بتوانند از منابع موجود استفاده حداکثری کنند. واضح است پرسنلی که از نظر روانی و انگیزشی در وضعیت مناسبی نباشد نمی تواند از ضایعات ، اتلاف نیرو ، اتلاف وقت جلوگیری کند. در این شرایط نمی توان انتظار داشت که ساعت کارکرد مفید بیش از وضعیت موجود ایران یعنی حدود دو ساعت در روز باشد.
3- عملیاتی: بهره وری را باید در کار شاهد بود نه در شعار. امروزه وقتی صحبت مدیران و مسئولان را میشنویم احساس می کنیم که در بهره ور ترین جای دنیا قرار داریم اما در مرحله عملیات که می رسیم راندمان را تا آنجا ضعیف میبینم که اگر حمایتهای دولتی از اقتصاد نباشد قطعا" اکثریت مطلق بنگاهها اقتصادی دچار ورشکستگی می شوند. این پرسش مطرح می شود که چرا کشوری مانند ایران که از نیروی کار فعال و جوان برخوردار است، منابع اولیه خدادای به وفور دراختیار دارد و از فضای کافی و موقعیت عالی برخوردار است اما در صنعت مدرن هیچ جایگاهی ندارد. در عوض شاهد عرضه ارزان و با کیفیت کالایی از دورترین نقطه دنیا و از کشوری که منابع اولیه را به صورت گران از کشور دیگر خریداری می کند هستیم، اهمیت پروسه عملیاتی بیشتر می شود.
موارد ذیل در ارتقاء بهره وری نقش اساسی داردند:
الف) نهادینه کردن فرهنگ بهره وری: بهره وری باید به عنوان یک ضرورت شناخته شود و در فرهنگ سازمانی محترم شمرده شود. تنها دلیل پیشرفت در دنیای کاملا" رقابتی امروز بهره وری است.
ب) توسعه منابع انسانی: با ارزشترین دارایی که موجب مزیت مطلق سازمانی می شود ، منابع انسانی شاداب، با انگیزه و آموزش دیده است. اینکه نیروی انسانی وجود داشته باشد یک طرف قضیه است و اینکه نیروی انسانی توسعه یافته و آموزش دیده و با انگیزه وجود داشته باشد طرف اصلی قضیه است. نیروی انسانی به فراوانی و ارزانی هر چه تمامتر در کشورهای افریقایی و جنوب آسیا وجود دارد اما توسعه نسیب این کشورها نشده و در اروپا و امریکا شاهد توسعه همه جانبه هستیم.
پ) نظام تحقیقات بهره وری: تحقیقات روح پیشرفت است . در واقع فلسفه توسعه ساکن نبودن و آشنایی با نیازها و امکانات جدید است. تحقیقات در علم رفتاری، تکنولوژیکی، محیطی و... است که موجبات نظام توسعه یافته بهره ور را فراهم می کند.
ت) نظام مدیریت عملکرد: احرایی کردن این مساله نیازمند مدیریت علمی است. مدیریت بر منبای عملکرد نظامی است که شایسته سالاری را حاکم می کند و از تمام تخصصهای موجود و مورد نیاز به شکل مطلوب استفاده می کند. در این صورت راندمان کاری معرف پزیشن و جایگاه خواهد بود و تمام موارد در کالای نهایی قابل رویت است. مواردی مانند: 1- متحد کردن اهداف فردی و سازمانی 2- فراهم کردن زمینه اصلاحات ساختار در بهره وری 3- حاکم کردن فرایند مسأله یابی در بهره وری 4- ایجاد ارزش به افراد بهره ور در مقابل افراد غیر بهره ور و... از دستاوردهای مهم این نظام است.
ج) نظام انتقادات و پیشنهادات: انسانهای دانا واقفند که اگر می دانستند دچار اشتباه و گمراهی نمی شدند و بر این اساس انتقادات سازنده و پیشنهادات متخصصان را ارج می نهند و از آن به عنوان منبعی گرانقدر جهت دستیابی به توسعه استفاده می کنند. این دسته از مدیران با تشکیل اتاق فکر به نقد عمکرد واحد ها می پردازند و با نگاهی تخصصی موضوع را بررسی می کنند. طبیعی است که هیچ کس نمی تواند مانند پرسنل درگیر در کار ، اشکالات عملیاتی کار را بشناسد و برای رفع آن راهکار نشان دهد و اگر این مشارکت با استفاده از علم آکادمیک و تجربه متخصصان عجین شود دستاوردی بسیار با ارزش و گرانقدر دارد.
تنیجه گیری:
بهره وری تنها یک اصطلاح نیست بلکه یک فرهنگ است. تولید این بستره فرهنگی باید از اولویتهای فرهنگی یک جامعه محسوب شود. نهادینه کردن بهره وری در اندیشه می تواند زمینه ساز توسعه و پیشرفت جوامع باشد. نهادینه کردن فرهنگ صرفه جویی، طراحی ساختارهای بهره ور، توسعه و بهره ور کردن منابع انسانی، طراحی نظام تحقیقات بهره وری و استقرار مدیریت عملکرد از ضروریات یک جامعه برای دستیابی به نظام توسعه یافته و بهره ور است.
منابع: مجله تدبیر شماره های 112-118-119
|
+| نوشته شده توسط
محمد اشرف بخرد در یکشنبه 21 تیر1388
|